سارا خانوم خانوما
سارا خانوم خیلی شیطون شدی و هر روز بیشتر روز بعد داری شیطون تر می شی خانوم خانوما آنقدر اذیت می کنی که که دیگه تمام اعصاب من و بهم ریختی و دیگه نمی تونه شیطنت هاتو تحمل کنم خانومی سعی کن دختر خوب و با ادبی باشی عزیزم این کارا درست نیست بذار تا برات یک شب و تعریف کنم یک روز از صبح داشتی اذیت می کردی آنقدر که من فقط رو آورده بودم به کتک زدن شما و بعدش هم می شستم و گریه می کردم. ناراحت می شدم از اینکه دستم رو به روت دراز کردم خلاصه تا اینکه شب شد و خواستیم بخوبیم دوباره هر کاری که کردم شما نمی خوابیدی همش بلند می شدی و چراغ ها رو روشن می کردی و منم باید صبح می رفتم سرکار خلاصه یکبار که بلند شدی و چراغ و خاموش و رو...
يك شب وحشتناك
سلام سارا خانوم اگه بدوني ديشب چه كارهايي انجام دادي خودت از خودت مي ترسي بذار تا برات بگم همش لجبازي و زبون درازي مي كردي نمي دونم چرا آنقدر بدي كردي كه حسابي من و بابا رو عصباني كرده بودي سارا خانوم آخه اين كار چيه كه مي كني بايد شب ساعت 9 تا 10 ديگه بگيري بخوابي حالا بذار تا ديشب و برات بگم آنقدر اذيت كرده بودي كه من با شما قهر بعدش رفتم جا براي خودم انداختم و گرفتم خوابيدم تقريباً ساعت 12 شب بود بعد بابا هم گرفت خوابيد ولي شما اصلاً همش چراغ ها رو مي رفتي روشن مي كردي و من و بابا دعوات مي كرديم ولي اصلاً حرف به گوش شما نمي رفت كه نمي رفت دوباره بلند مي شدي و مي رفتي و روشن مي كردي خلاصه بالاخره راضي شدي كه خاموش باشه و...
تولد امام حسين (ع)
تولد امام حسین (ع) به روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت دومین فرزند برومند حضرت على و فاطمه، كه درود خدا بر ایشان باد، در خانه ى وحى و ولایت، چشم به جهان گشود. چون خبر ولادتش به پیامبر گرامى اسلام (ص) رسید، به خانه ى حضرت على و فاطمه (ع) آمد و اسماء را فرمود تا كودكش را بیاورد.اسماء او را در پارچه اى سپید پیچید و خدمت رسول اكرم (ص) برد،آن گرامى به گوش راست او اذان و به گوش چپ او اقامه گفت. به روزهاى اول یا هفتمین روز ولادت با سعادتش، امین وحى الهى، جبرئیل، فرود آمد و گفت: سلام خداوند بر تو باد اى رسول خدا، این نوزاد را به نام پسر كوچك هارون «شبیر» كه به عربى«...



